"مي رسد ناجي"
انقدر طاعت كنم من تا ابد
تا بگويد او بس است از اين به بعد
انقدر اين كمرم را من كنم تا
تا خود او گويد اي بنده ي من سوي من بيا
انقدر اشك بريزم من به در گاهش
انقدر ناله كنم من بر سر كويش
انقدر از درد دل گويم برايش من
كه او گويد با اين همه درد چگونه اي بنده ي من؟
من كه مهربان و رحيم و عاشق بنده ام
من كه دادم هر چه خواهد بنده ام
تو چگونه دور ماندي از رحمتم
حتما دروغ مي گي نديدي رحمتم
اول بگو كين گريه ات از براي چيست ؟
اين همه ناله كه مي كني براي چيست ؟
تا بگويم من چرا اين كرده ام؟
اينگونه تو را غرق غم و درد كرده ام؟
من بگويم گريه هايم از براي مال و دنيا نيست
از براي زور و زر حتي براي هواي نفس هم نيست
من بگويم ناله هايم از دل است
گوش نكنيد چون اين دلم ديوانه است
از زمين و آسمان اين دل مي نالد و مي گريد
تا كه شايد همدمش را از زمانه باز گيرد
از غمم گويم كه بي ذهنيست مرا
از دردم بگويم كه تنهايست مرا
هر قطره ي اشكم فرياديست از دلم
رنگ خون است مي بينم چون كه خون است دلم
حال خدا گويد كه بي طاقت شدي تو
نه صبري نه قراريبي امان شدي تو
دنيا دو روز است و تا فردا فرجي
صبر كن .... براي غم ديده ها مي رسد ناجي
انقدر طاعت كنم من تا ابد
تا بگويد او بس است از اين به بعد
انقدر اين كمرم را من كنم تا
تا خود او گويد اي بنده ي من سوي من بيا
انقدر اشك بريزم من به در گاهش
انقدر ناله كنم من بر سر كويش
انقدر از درد دل گويم برايش من
كه او گويد با اين همه درد چگونه اي بنده ي من؟
من كه مهربان و رحيم و عاشق بنده ام
من كه دادم هر چه خواهد بنده ام
تو چگونه دور ماندي از رحمتم
حتما دروغ مي گي نديدي رحمتم
اول بگو كين گريه ات از براي چيست ؟
اين همه ناله كه مي كني براي چيست ؟
تا بگويم من چرا اين كرده ام؟
اينگونه تو را غرق غم و درد كرده ام؟
من بگويم گريه هايم از براي مال و دنيا نيست
از براي زور و زر حتي براي هواي نفس هم نيست
من بگويم ناله هايم از دل است
گوش نكنيد چون اين دلم ديوانه است
از زمين و آسمان اين دل مي نالد و مي گريد
تا كه شايد همدمش را از زمانه باز گيرد
از غمم گويم كه بي ذهنيست مرا
از دردم بگويم كه تنهايست مرا
هر قطره ي اشكم فرياديست از دلم
رنگ خون است مي بينم چون كه خون است دلم
حال خدا گويد كه بي طاقت شدي تو
نه صبري نه قراريبي امان شدي تو
دنيا دو روز است و تا فردا فرجي
صبر كن .... براي غم ديده ها مي رسد ناجي
